رمان

توضیح کوتاهی درباره بعضی رمانها که خوانده ام

اتللو
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٦   کلمات کلیدی: شکسپیر ،نمایشنامه

نویسنده : شکسپیر

نمره: 80

نمایشنامه تراژدی

 

خلاصه

«دزدمونا» که دختر زیبای یکی از با نفوذ ترین افراد« ونیز» است عاشق« اتللو»ی سیاه پوست شده که از برترین سرداران جنگی است. آنها با هم ازدواج می کنند و «یاگو» که به دلایلی از اتللو متنفّر است به زندگی آنها حسادت می ورزد.

 

نظر

شخصیت پردازی یاگو، شاهکار شکسپیر است . اما شخصیت ضعیفی مثل ردریگو هم در داستان حضور دارد. یاگو نقشه های خود را با چنان مهارتی پیش می برد که فقط می توان به او آفرین گفت . بعلاوه لحظات عاشقانه داستان ، بسیار تاثیر گذار و قابل تامل است.

 

درونمایه

حسد و عقل معجونی می سازند که تباهی و ویران گری آن غیر قابل توصیف است و حتی قوی ترین عشق ها در برابر آن تاب نمی آورند.

 

تکه ای از داستان

یاگو: خب حالا چه کسی می توان د بگوید که یاگو متقلّب و بد جنس است؟ آیا راهنمایی ای که به کاسیو کردم راست و درست و از صمیم قلب نبود؟ آیا فقط از همین راه نمی توانم اتللو را درهم بشکنم ؟ آیا دروغ گفتم که دزدمونا خوش قلب و مهربان است؟  و اگر فرد بدبختی از او خواهشی کند حتما رد نخواهد کرد؟ پس راه راست مقصود همین است که به کاسیو نشان دادم ، دیگر چطور می شود گفت که من بد طینت هستم. آخ! شیطان هم وقتی می خواهد کسی را به کار زشتی وا دارد ، اول آن کار را به صورت ملکوتی جلوه می دهد. من هم از استادم خوب یاد گرفته ام.